pic

ارسال عنوان جدید   پاسخ دهی به عنوان
نمایش عنوان قبلی نسخه قابل چاپ ورود برای بررسی پیامهای خصوصی نمایش عنوان بعدی
نویسنده پیام
adminحاضر نیست
ارسالارسال شده: سپتامبر 01, 2009 - 08:39 AM
Site Admin


عضو شده: دسامبر 04, 2008
‌ارسال‌ها: 132

وضعیت: حاضر نیست
با کمال تاسف فقط منتظر نشته ایم تا یک هنرمند فوت کند بعد انواع مراسم های جورواجور برای آن مر حوم آن هم بیشتر برای خودنمایی خودمان اجرا کنیم .همیشه از شرکت در مراسم های این چنینی نفرت دارم ،آدم از حرکت برخی از هنرمندان شاخ در می آورد تا دیروز می خواستند چشم همدیگر را در بیاورند امروز ببینید در وصف آن متوفی چه مرثیه ای می سراید.تا کی می خواهیم خودمان را گول بزنیم. یادم نمی رود مرحوم ایرج بسطامی در کرمان کنسرت داشت از کنسرت ایشان استقبال نشده بود روز بعد برای تبلیغ کنسرت وانت یکی از دوستان هندوانه فروش خود را قرض گرفته بود و در شهر می گشت و برای کنسرت تبلیغ میکرد تا فروش کنند. برای کنسرت سالن نمی دادند اما حالا فرهنگسرای به نام ایشان ساخته شده چه فایده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سیستم حاکم بر ایران رابطه خوبی با موسیقی ندارد ،باشه اما ما خودمان چه باید زیر پای هم را خالی کنیم همواره وقتی با دوستان گپ می زنیم می گویند من نبودم دستم بود و.................... .
تا دیروز کسی حالی از پرویز مشکاتیان نمی گرفت اما حالا همه شده اند عاشق دل سوخته پرویز مشکاتیان ، این همه تظاهر برای چیست! با کمال تاسف باید عرض کنم بسیار مردم فرصت طلبی شده ایم وقتی ایرج بسطامی فوت کرد اجراهای روی صحنه ایرج بسطامی و حتی شب نشینی های دوستانه آن مرحوم به بازار آمد و فروش های آن چنانی کرد و سود کلانی را وارد جیب برخی از هم قطاران فرصت طلب آن مرحوم کرد. مگر از این همه اجرا و فروش کاست ها سودی عایدخانواده آن مرحوم شد، نه
حال نوبت پرویز مشکاتیان است . تا شب نشینی ها و اجراهای روی صحنه ایشان بزودی به بازار خواهد آمد. و کنسرت های بیشماری را به نام ایشان و کمک به جیب و شهرت خود خواهند کرد.

روزی با دوستان هنرمند در جلسه ای با یکی از مسئولین سابق ارساد اسلامی نشته بودیم مثل همیشه بیشتر دوستان سیاست کاربردی محافظه کاری را برگزیده بودند. و من شدیدا از سیاست های ضد هنری و عملکرد بد ارشاد انتقاد می کردم ، آن مسئول در کمال آرامش و با پوز خندی به من نگاه می کرد. حدود 30 دقیقه من حرف زدم او برگشت به من گفت شما هنرمندان اول مشکلات بین خودتان را حل کنید بعد ما در خدمت شما هستیم آنقدر حرف ایشان بهم فشار آورد که جلسه را ترک کردم و تا امروز در هیچ جلسه ای شرکت نکردم چون فهمیدم از ماست که بر ماست.
یاد خاطره درد ناکی افتادم ، کمی کار تعمیرات ساختمانی داشتیم با یک بنا صحبت کردیم آمد اما نتوانست کار را به اتمام برساند ما به ناچار رفتیم دنبال بنای دیگری وقتی آمد لباس و وسائل همکار خود که حتی او را نمی شناخت دید گفت این کار برای کس دیگریست و من نان او را
نمی برم و رفت من یادم خودمان افتادم با این که داعیه فرهنگ داریم حتی به اندازه عمله ها به هم احترام نمی زاریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته : سلمان محمدی
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی ارسال نامه الکترونیکی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
نمایش ارسالها از قبلی:     
رفتن به:  
تمام زمانها مطابق GMT - 12 ساعت هستند
ارسال عنوان جدید   پاسخ دهی به عنوان
نمایش عنوان قبلی نسخه قابل چاپ ورود برای بررسی پیامهای خصوصی نمایش عنوان بعدی

آخرین اخبار


db